این روزها پای صحبت هر کدام از دوستان کروکودیلی می نشینی گلایه از اجحاف و کارشکنی شخصی از کارمندان سازمان محیط زیست ایران می کند.
ظاهراً شرایط سازمانی در محیط زیست موقعیت مغتنمی برای سو استفاده ایشان بوجود آورده است. اول اینکه محیط زیست صدور مجوز برای پرورش تمساح را از حالت تمرکززدایی خارج کرده و منوط به صدور مجوز در تهران کرده است. دوم اینکه در تهران روال جوری تعریف شده که باید از دفتر حیات وحش و بعد در لایه های زیرین دفتر از این یک نفر گذشت.
نتیجه هم این شده:
این انسان شریف نتیجه تمام زحمات کارمندان محیط زیست در خصوص گاندو را که به صورت گزارش به این دفتر ارسال می شود را از اداره خارج کرده و در مجلات داخلی و خارجی به نام خودش چاپ می کند . حتی کتابی را نیز به همین روش چاپ کرده است. گرچه کتابی که با بی اطلاعی نویسنده از موضوع چاپ شود چیزی جز یک مشت محملات ضد و نقیض نیست. ولی با استناد به همین کتاب و مقالات خود را تنها نفر دانشمند و مطلع در مورد کروکودیل در ایران معرفی می کند !!!!!
بعد هم مثل زالو به جان هرکسی که به دنبال مجوز محیط زیست می رود افتاده که باید به دفتر مشاوره من بیایی و هزینه مشاوره بدهی و واسطه خرید کروکودیلت من باشم و ....
جدیدا هم که با تبلیغ برای برگزاری دوره آموزش وقیحانه اعلام می کند تا پیش من دوره نبینی هیچ مجوزی بهت نمیدم.
افسوس که دوره آموزشی مذکور هم نیز چیزی جز یک تور بازدید از مزرعه ای در تایلند نیست که به چهار برابر قیمت واقعی انجام می شود.
جالب اینکه هیچ کس هم در سازمان عریض و طویل محیط زیست ایران از ایشان بازخواست نمی کند.از ما فقط گفتن برمی آمد که گفتیم شاید گوشی بشنود و موضوع را بررسی کند.ان شاالله..
با احترام به همه کسانی که با تلاش و کوشش بسیار اقدام به تالیف و ترجمه کتاب نموده و در راستای تلاش برای گسترش دانش این مرز و بوم می کوشند.
سر صحبت من معدود افراد نخاله ای است که با ورود در هر کسوت و صنفی آن را لکه دار می نمایند.
این روزها بعضی دلالان فروش طرح توجیهی و خدمات مشاوره ای با توجه به کمبود منابع علمی و عملی در داخل کشور سعی در تبلیغات و ایجاد وجهه و کسب درآمد بیشتر برای خود هستند.
یکی از این روشها که با آن طرف خود را دانشمند بلامنازع می خواند چاپ کتاب است. مثلاً کتاب چاپ می کند : اصول پرورش تمساح یا نگرش بر تمساح یا حفاظت و .... وقتی کتاب را مطالعه می کنی می بینی به جای پرداخت کامل به عنوان یا حتی دقت در صحت مطالب ؛ نگارنده خیلی زیرکانه در هر وهله از کتاب سعی در تبلیغ برای جذب مشتری مشاوره به سمت خودش کرده است.
خوشبختانه در دوسال اخیر در زمینه کروکودیل کتابها و مطالب خوبی ترجمه و تالیف شده اند که جبران کننده ضرر کتابهای تبلیغاتی اولیه می باشد.
گرچه با مختصری دقت مطالب متناقض و فاقد بار علمی به راحتی در آنها قابل مشاهده است، ولی راه ساده تر برای شناسایی کتاب و مطلب خوب از بد اینست که در متن نوشته شده دنبال جملات تبلیغاتی و دعوت به گرفتن مشاوره باشید ، آنجاست که متوجه هدف اصلی نویسنده محترم ! می شوید.
در هر کاری ، خصوصاً کارهای نو که در ابتدای راه نیاز به تحقیق و مطالعه بیشتری دارند هماهنگی لازمه لاینفک کار است. یعنی اگر می خواهیم کاری موف و صنعتی نوپا را شروع کنیم باید کارهای کارشناسی، امور اداری ، و کل سررشته امور در یک مرکز هماهنگی قرار داشته باشد. حال با این بدیهیات سوالی واضح مطرح می شود. متولی اصلی پرورش کروکودیل در کشور ما کیست؟ کدامین نهاد اجرایی نظارت و هماهنگی امور مربوط به این صنعت را در دست دارد؟ پاسخ این سوال نزد هر علاقمندی که اخبار مرتبط با کروکودیل را پیگیری می کند، متفاوت است. گرچه اکثراً سازمان شیلات را به عنوان متولی قانونی آبزی پروری در کشور معرفی می کنند. ولی بعضی نیز از رسانه ها امور دام سازمان جهاد کشاورزی و بعضی نیز حتی سازمان محیط زیست کشور را متولی پرورش کروکودیل شنیده اند. البته وقتی رسانه ها به موضوعی می پردازند که سندیت اداری داشته باشد. پس قطعاً آنها را نمی توان مقصر این آشفتگی و ناهماهنگی دانست. برای روشن شدن ماجرا مروری بر اخبار می کنیم.
در مورخه ۱۹/۹/۱۳۸۶ سازمان شیلات ایران با اعلام نمودن صدور اولین مجوز پرورش کروکودیل کشور در استان هرمزگان ، خود را متولی این صنعت نو معرفی کرد. در مورخه ۲۵/۱۱/۱۳۸۶ اداره امور دام جهاد کشاورزی استان گلستان اعلام نمود که اولین مجوز پرورش کروکودیل در استان گلستان صادر نموده است!. و البته به پیوست آن خبر انتشار دو مجوز دیگر نیز توسط آقای فریدون سوسرایی از اداره جهاد کشاورزی گلستان به گوش رسید!. سپس در مصاحبه های روزنامه ها کارشناسان سازمان محیط زیست ایران اعلام نظر کردند که متولی پرورش کروکودیل در کشور سازمان محیط زیست است!. همزمان اخباری از مکاتبه و جلسات بی نتیجه بین سازمان محیط زیست کشور و سازمان شیلات ایران به گوش رسید. که نتیجتاً هر دو سازمان خود را متولی این امر در کشور معرفی می کنند!!
قوز بالا قوز به اسم بخش خصوصی و انجمن علمی!! از طرفی در این ناهماهنگی اداری ، گروهی با سعی در ثبت یک انجمن به نام انجمن تمساح دنبال سودجویی و منافع خود از این صنعت به راه افتادند. اول سعی در جذب کارشناسان سازمانها نمودند که کارمندان شریف ادارات دولتی تلاش آنها را نافرجام گذاشتند. بعد با تبلیغات مدعی تصدی گری پرورش کروکودیل شدند که با اطلاع رسانی علاقندان و دست اندر کاران این کارشان هم کم خطر شد. حال هم در گوشه و کنار به سرکیسه کردن علاقمندان حیران و ویلان می نمایند. چون نظارت مستقیمی بر این حوزه نیست، به راحتی با حضور در نمایشگاههای رسمی اقدام به صید طعمه می کنند!. آنها با ادعاهای کارشناسی دروغ، اقدام به فروش اطلاعات غلط و هدایت نادرست علاقمندان می نمایند.
حال با این وصف عاقبت این صنعت نوپا به چه شکل رقم می خورد؟ اگر شیلات جدا کار کند و جدا آئین نامه و مجوز بدهد، محیط زیست و دامپزشکی نیز جدا صدور مجوز کنند، آیا هماهنگی و همکاری کارشناسی لازم برای موفقیت این صنعت بوجود خواهد آمد؟ در حالیکه به راحتی با مشخص شدن متولی پرورش در کشور و همکاری ارگانها در انجام کارهای کارشناسی هماهنگ در پرورش، مسائل زیست محیطی و امور دامپزشکی در ادارات مربوطه می توان به موفقیت این صنعت امید بیشتری بست. جالب اینکه الان هر کدام از این سازمانها سیاست و روش متفاوتی را در مورد پرورش کروکودل بکار می برند. مثلاْ شیلات فقط به طور محدود در چهار استان جنوبی و فقط به تحصیل کردگان رشته های مرتبط مجوز می دهد تا نظارت و کنترل بیشتری داشته باشد. محیط زیست در همه جای ایران و به همه مجوز می دهد، فقط طرح باید مشکل زیست محیطی نداشته باشد. اموردام جهاد هم در همه جا و به هر کسی و هر طرحی مجوز می دهد البته در بعضی استانها رگباری!!
چه کسی باید جلوی به سمت فاجعه رفتن این صنعت جدید را بگیرد؟ شاید همه منتظرند این صنعت شکست بخورد تازه به دنبال ریشه یابی بگردند؟ وقتی من به عنوان یک علاقمند این مشکل ناهماهنگی را می بینم حتماً با اندکی بررسی ادارات دولتی نیز چنین چیزی را می بینند. همه دوست داریم ایرانی آباد که در تمام صنایع پیشرفته است داشته باشیم. همه هم تلاش می کنیم. چه ادارات و سازمانها و چه علاقمندان ولی وجود چنین ناهماهنگی هایی زحمات همه را ناکام می گذارد. امیدواریم مسئولین رسیدگی کنند.